فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 55
خم زلف تو دام کفر و دين است ، ز کارستان او يک شمه اين است جمالت معجز حسن است ليکن ، حديث غمزه ات سحر مبين است ز چشم شوخ تو جان کي توان برد ، که دايم با کمان اندر کمين است بر آن چشم سيه صد آفرين باد ، که در عاشق کشي سحرآفرين است عجب علميست علم هيات عشق ، که چرخ هشتمش هفتم زمين است تو پنداري که بدگو رفت و جان برد ، حسابش با کرام الکاتبين است
مشو حافظ ز کيد زلفش ايمن
،
که دل برد و کنون دربند دين است
تعبیر:
در راه رسیدن به مقصود دچار گرفتاری و مشکلات شده ای. از مکر و حیله ی دشمن در امان نباش زیرا به موقعیت تو حسادت می ورزد. با کمی درایت و توکل بر خدا می توانی به مقصود خود نائل شوی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 490
در همه دير مغان نيست چو من شيدايي ، خرقه جايي گرو باده و دفتر جايي دل که آيينه شاهيست غباري دارد ، از خدا مي طلبم صحبت روشن رايي کرده ام توبه به دست صنم باده فروش ، که دگر مي نخورم بي رخ بزم آرايي نرگس ار لاف زد از شيوه چشم تو مرنج ، نروند اهل نظر از پي نابينايي شرح اين قصه مگر شمع برآرد به زبان ، ور نه پروانه ندارد به سخن پروايي جوي ها بسته ام از ديده به دامان که مگر ، در کنارم بنشانند سهي بالايي کشتي باده بياور که مرا بي رخ دوست ، گشت هر گوشه چشم از غم دل دريايي سخن غير مگو با من معشوقه پرست ، کز وي و جام مي ام نيست به کس پروايي اين حديثم چه خوش آمد که سحرگه مي گفت ، بر در ميکده اي با دف و ني ترسايي
گر مسلماني از اين است که حافظ دارد
،
آه اگر از پي امروز بود فردايي
تعبیر:
از رنج ها و مشکلات، در غم و اندوهی. غم و غصه و حسرت کشیدن نمی تواند چاره ی مشکلات تو باشد. بهتر است دامن همت به کمر بزنی و با نیروی اراده و سعی خود مشکلات را حل کنی. دوستان خود را بشناس و در انتخاب آنها دقت کن.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 421
در سراي مغان رفته بود و آب زده ، نشسته پير و صلايي به شيخ و شاب زده سبوکشان همه در بندگيش بسته کمر ، ولي ز ترک کله چتر بر سحاب زده شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده ، عذار مغبچگان راه آفتاب زده عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز ، شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب زده گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت ، ز جرعه بر رخ حور و پري گلاب زده ز شور و عربده شاهدان شيرين کار ، شکر شکسته سمن ريخته رباب زده سلام کردم و با من به روي خندان گفت ، که اي خمارکش مفلس شراب زده که اين کند که تو کردي به ضعف همت و راي ، ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده وصال دولت بيدار ترسمت ندهند ، که خفته اي تو در آغوش بخت خواب زده بيا به ميکده حافظ که بر تو عرضه کنم ، هزار صف ز دعاهاي مستجاب زده فلک جنيبه کش شاه نصره الدين است ، بيا ببين ملکش دست در رکاب زده
خرد که ملهم غيب است بهر کسب شرف
،
ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده
تعبیر:
سعادت و نیکبختی در انتظار تو است به شرط آن که غفلت نورزی و از لحظات زندگی به درستی بهره بگیری و تصمیمات عاقلانه بگیری. با پیران خردمند مشورت کن و عجولانه تصمیم گیری نکن. به خداوند توکل کن.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 436
آن غاليه خط گر سوي ما نامه نوشتي ، گردون ورق هستي ما درننوشتي هر چند که هجران ثمر وصل برآرد ، دهقان جهان کاش که اين تخم نکشتي آمرزش نقد است کسي را که در اين جا ، ياريست چو حوري و سرايي چو بهشتي در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد ، چون بالش زر نيست بسازيم به خشتي مفروش به باغ ارم و نخوت شداد ، يک شيشه مي و نوش لبي و لب کشتي تا کي غم دنياي دني اي دل دانا ، حيف است ز خوبي که شود عاشق زشتي آلودگي خرقه خرابي جهان است ، کو راهروي اهل دلي پاک سرشتي
از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ
،
تقدير چنين بود چه کردي که نهشتي
تعبیر:
به آنچه که داری قانع باش. از هدف و مقصود خود دور شده ای و غمگین و ناراحتی. غم و ناراحتی را رها کن و دل به تقدیر بسپار. آنچه خیر است، پیش می آید. برای آرزوهای ناممکن و دور و دراز، خود را به رنج و زحمت مینداز. در انتخاب دوست دقت بیشتری کن تا ندامت و پشیمانی گریبانگیرت نشود.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 416
خنک نسيم معنبر شمامه اي دلخواه ، که در هواي تو برخاست بامداد پگاه دليل راه شو اي طاير خجسته لقا ، که ديده آب شد از شوق خاک آن درگاه به ياد شخص نزارم که غرق خون دل است ، هلال را ز کنار افق کنيد نگاه منم که بي تو نفس مي کشم زهي خجلت ، مگر تو عفو کني ور نه چيست عذر گناه ز دوستان تو آموخت در طريقت مهر ، سپيده دم که صبا چاک زد شعار سياه به عشق روي تو روزي که از جهان بروم ، ز تربتم بدمد سرخ گل به جاي گياه
مده به خاطر نازک ملالت از من زود
،
که حافظ تو خود اين لحظه گفت بسم الله
تعبیر:
از دوستان و همنشینان بد احتراز کن و دوستان مشفق را بشناس. در هر کار با دقت و تعمق پیش برو. مهر و وفای خود را به دیگران اثبات کن تا نظر مثبتی نسبت به تو داشته باشند.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 149
دلم جز مهر مه رويان طريقي بر نمي گيرد ، ز هر در مي دهم پندش وليکن در نمي گيرد خدا را اي نصيحتگو حديث ساغر و مي گو ، که نقشي در خيال ما از اين خوشتر نمي گيرد بيا اي ساقي گلرخ بياور باده رنگين ، که فکري در درون ما از اين بهتر نمي گيرد صراحي مي کشم پنهان و مردم دفتر انگارند ، عجب گر آتش اين زرق در دفتر نمي گيرد من اين دلق مرقع را بخواهم سوختن روزي ، که پير مي فروشانش به جامي بر نمي گيرد از آن رو هست ياران را صفاها با مي لعلش ، که غير از راستي نقشي در آن جوهر نمي گيرد سر و چشمي چنين دلکش تو گويي چشم از او بردوز ، برو کاين وعظ بي معني مرا در سر نمي گيرد نصيحتگوي رندان را که با حکم قضا جنگ است ، دلش بس تنگ مي بينم مگر ساغر نمي گيرد ميان گريه مي خندم که چون شمع اندر اين مجلس ، زبان آتشينم هست ليکن در نمي گيرد چه خوش صيد دلم کردي بنازم چشم مستت را ، که کس مرغان وحشي را از اين خوشتر نمي گيرد سخن در احتياج ما و استغناي معشوق است ، چه سود افسونگري اي دل که در دلبر نمي گيرد من آن آيينه را روزي به دست آرم سکندروار ، اگر مي گيرد اين آتش زماني ور نمي گيرد خدا را رحمي اي منعم که درويش سر کويت ، دري ديگر نمي داند رهي ديگر نمي گيرد
بدين شعر تر شيرين ز شاهنشه عجب دارم
،
که سر تا پاي حافظ را چرا در زر نمي گيرد
تعبیر:
ریا و دروغ را رها کن تا اعتماد مردم را جلب کنی. صداقت و درستی را پیشه ی خود ساز تا بهتر به هدف خود دست یابی. دوستان و ناصحان خیراندیش را از خود نرنجان زیرا در هر کار به کمک فکری دیگران احتیاج پیدا می کنی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 116
کسي که حسن و خط دوست در نظر دارد ، محقق است که او حاصل بصر دارد چو خامه در ره فرمان او سر طاعت ، نهاده ايم مگر او به تيغ بردارد کسي به وصل تو چون شمع يافت پروانه ، که زير تيغ تو هر دم سري دگر دارد به پاي بوس تو دست کسي رسيد که او ، چو آستانه بدين در هميشه سر دارد ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب ، که بوي باده مدامم دماغ تر دارد ز باده هيچت اگر نيست اين نه بس که تو را ، دمي ز وسوسه عقل بي خبر دارد کسي که از ره تقوا قدم برون ننهاد ، به عزم ميکده اکنون ره سفر دارد
دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد
،
چو لاله داغ هوايي که بر جگر دارد
تعبیر:
اگر می خواهی به هدفت برسی ثابت قدم و استوار باش. کسی می تواند به مقصود برسد که به آن ایمان داشته باشد. از ریا و دروغ بپرهیز و صداقت و راستگویی را پیشه کن تا اعتماد دیگران را جلب کنی.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 129
اگر نه باده غم دل ز ياد ما ببرد ، نهيب حادثه بنياد ما ز جا ببرد اگر نه عقل به مستي فروکشد لنگر ، چگونه کشتي از اين ورطه بلا ببرد فغان که با همه کس غايبانه باخت فلک ، که کس نبود که دستي از اين دغا ببرد گذار بر ظلمات است خضر راهي کو ، مباد کآتش محرومي آب ما ببرد دل ضعيفم از آن مي کشد به طرف چمن ، که جان ز مرگ به بيماري صبا ببرد طبيب عشق منم باده ده که اين معجون ، فراغت آرد و انديشه خطا ببرد
بسوخت حافظ و کس حال او به يار نگفت
،
مگر نسيم پيامي خداي را ببرد
تعبیر:
اگر خود را ضعیف و ناتوان بدانی زندگی سختی در پیش خواهی داشت. روزگار پستی و بلندی دارد. در انجام کاری که در پیش داری دقت کن و با درایت پیش برو تا دچار دردسر و مشکل نشوی. اگر نا امید نشوی موفق و پیروز خواهی شد. آرزوهای محال را رها کن.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 450
روزگاريست که ما را نگران مي داري ، مخلصان را نه به وضع دگران مي داري گوشه چشم رضايي به منت باز نشد ، اين چنين عزت صاحب نظران مي داري ساعد آن به که بپوشي تو چو از بهر نگار ، دست در خون دل پرهنران مي داري نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ ، همه را نعره زنان جامه دران مي داري اي که در دلق ملمع طلبي نقد حضور ، چشم سري عجب از بي خبران مي داري چون تويي نرگس باغ نظر اي چشم و چراغ ، سر چرا بر من دلخسته گران مي داري گوهر جام جم از کان جهاني دگر است ، تو تمنا ز گل کوزه گران مي داري پدر تجربه اي دل تويي آخر ز چه روي ، طمع مهر و وفا زين پسران مي داري کيسه سيم و زرت پاک ببايد پرداخت ، اين طمع ها که تو از سيمبران مي داري گر چه رندي و خرابي گنه ماست ولي ، عاشقي گفت که تو بنده بر آن مي داري
مگذران روز سلامت به ملامت حافظ
،
چه توقع ز جهان گذران مي داري
تعبیر:
خودخواهی و تکبر را رها کن تا به هدف برسی. از ریاکاری و فریب دیگران بر حذر باش. دوستان و خانواده ی خود را از کمک های خود ناامید و مأیوس نکن. مهر و محبت، بهترین کاری است که می تواند زندگی تو را زیر و رو کند.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 228
گر من از باغ تو يک ميوه بچينم چه شود ، پيش پايي به چراغ تو ببينم چه شود يا رب اندر کنف سايه آن سرو بلند ، گر من سوخته يک دم بنشينم چه شود آخر اي خاتم جمشيد همايون آثار ، گر فتد عکس تو بر نقش نگينم چه شود واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزيد ، من اگر مهر نگاري بگزينم چه شود عقلم از خانه به دررفت و گر مي اين است ، ديدم از پيش که در خانه دينم چه شود صرف شد عمر گران مايه به معشوقه و مي ، تا از آنم چه به پيش آيد از اينم چه شود
خواجه دانست که من عاشقم و هيچ نگفت
،
حافظ ار نيز بداند که چنينم چه شود
تعبیر:
دوستان را در انتظار نگذار. در زندگی وفای به عهد را فراموش نکن تا موجب رنجش یاران نشوی. یک نفر تو را دوست دارد. به عشق او احترام بگذار. عاقبت اندیش باش و فردای خود را نیز در نظر بگیر.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 432
مخمور جام عشقم ساقي بده شرابي ، پر کن قدح که بي مي مجلس ندارد آبي وصف رخ چو ماهش در پرده راست نايد ، مطرب بزن نوايي ساقي بده شرابي شد حلقه قامت من تا بعد از اين رقيبت ، زين در دگر نراند ما را به هيچ بابي در انتظار رويت ما و اميدواري ، در عشوه وصالت ما و خيال و خوابي مخمور آن دو چشمم آيا کجاست جامي ، بيمار آن دو لعلم آخر کم از جوابي
حافظ چه مي نهي دل تو در خيال خوبان
،
کي تشنه سير گردد از لمعه سرابي
تعبیر:
با همه ی تلاش خود، هنوز به مراد دل نرسیده ای. مراقب باش که دلسرد و نا امید نشوی و دست از مجاهدت و کوشش بر ندار تا به هدف برسی. نا امیدی، بزرگترین آفت زندگی است.
فال حافظ روزانه یکشنبه 5 مهر 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 169
ياري اندر کس نمي بينيم ياران را چه شد ، دوستي کي آخر آمد دوستداران را چه شد آب حيوان تيره گون شد خضر فرخ پي کجاست ، خون چکيد از شاخ گل باد بهاران را چه شد کس نمي گويد که ياري داشت حق دوستي ، حق شناسان را چه حال افتاد ياران را چه شد لعلي از کان مروت برنيامد سال هاست ، تابش خورشيد و سعي باد و باران را چه شد شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار ، مهرباني کي سر آمد شهرياران را چه شد گوي توفيق و کرامت در ميان افکنده اند ، کس به ميدان در نمي آيد سواران را چه شد صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغي برنخاست ، عندليبان را چه پيش آمد هزاران را چه شد زهره سازي خوش نمي سازد مگر عودش بسوخت ، کس ندارد ذوق مستي ميگساران را چه شد
حافظ اسرار الهي کس نمي داند خموش
،
از که مي پرسي که دور روزگاران را چه شد
تعبیر:
با غم و غصه، هیچ کاری درست نمی شود. همچنین با دست روی دست گذاشتن چیزی جز اتلاف و هدر دادن وقت بدست نمی آید. نا امیدی آفتی بزرگ است. آن را از خود دور کن و به خود متکی باش و اراده ای محکم داشته باش.